![]() |
![]() |
|
| خیال آمدنت را به آغوش خسته می کشم |
|
یار دبستانی من ، با من و همراه منی حک شده اسم من و تو، رو تن این تخته سیاه دشت بی فرهنــگی مــا هرزه تموم علفـــاش یار دبستانی مـــن، من و همراه منــــی
|
|
سلام عزیز مهربون
اجازه هست از آسمون ستاره کش برم برات ؟؟؟
بهت بگم اجازه هست گل روی موهات بزارم ؟؟؟
خیال کنم دل منو با رفتنت نمیشکنی ؟؟؟
|
|
تا حالا این حس رو تجربه کردی...
دیدی که چه حس قشنگیه...
تا حالا دلت خواسته که همیشه و همه جا در کنار یکی باشی...
تا حالا دلت خواسته به کسی بگی دوستت دارم...
تا حالا دلت خواسته خودت رو برای کسی فدا کنی...
تا حالا شبها وقتی همه خوابن تو خلوت خودت
به خاطر وجود کسی گریه کردي...
تا حالا خدا را به خاطر خلقت کسی ستایش کردی...
تا حالا شده خوشبختی کسی رو بخوای بدون این که خودت جایی تو این خوشبختی داشته باشی و شاید خوشبختی اون در گرو نابودی تو باشه ....
آره!! ؟؟؟
به این میگن عشق...!!!
حس قشنگیه! نه؟
|
|
یک کاغذ سفید را ،
هر چقدر هم که سفید و تمیز باشد
کسی قاب نمی گیرد ،
برای ماندگاری باید ؛
حرفی برای گفتن داشت. **********
خدایا ؛
به فرشتگانت بسپار
که درلحظه لحظه نیایش خویش٬
دوستان مرا از یاد نبرند . **********
آسمون به دریا گفت :
این بالا خیلی خوبه ٬
همه جا رو میشه دید ،
دریا گفت: این پایین از اون بالا هم
بهتره ٬ چون فقط تو رو میشه دید ...
********** |
|
نگو قراره که دیگه یه لحظه پیشم نباشی نمیذارم یواش یواش هم رنگ سایه ها بشی دسته گلاتو نمیخوام خاطره هاتو نمیخوام خودت که بهتر میدونی که من فقط تو رو میخوام گلای باغچه رو برات تک تک و از شاخه چیدم ببین چقدر جون میکنم بهت بگم دوست دارم سوت و كوره خونه وقتی سایه تو رو سرم نیست نده آزارم که بی تو طاقتی تو این تنم نیست بی تو زندگیم چی میشه شور عاشقیم چی میشه تو که داری میری اما سرنوشت من چی ميشه؟
خاطرمان باشد شايد سالها بعد در گذر جاده ها بي تفاوت ازكنارهم بگذريم و بگوييم آن غريبه چقدر شبيه خاطراتم بود...!!!
|
|
عشق؛ یعنی شعله بر خرمن زدن
عشق؛ یعنی رسم دل برهم زدن عشق؛ یعنی یک تیمم یک نماز عشق؛ یعنی عالمی راز و نیاز عشق؛ یعنی با پرستو پر زدن عشق؛ یعنی آب بر آذر زدن عشق؛ چشمی است که گاه خود را به کوری میزند تا از خیابان عبورش دهی بی آنکه بدانی، عبورت داد روزهان با او بودن به سان نفسی گذشت لحظه ی وداع نزديک بود و آشوبی در دل برپا که نگارا جواب نامه ی ما را چه شد؟ هرگز تو چرا كه تو با چشمانت وجودم را دگرگون ساختي و اگر تو نه تو سوگند كه وجود تو فرسنگ ها راه خواهم پيمود چرا كه شب عشق بسيار طولاني است و قلبم در آرزوي تو می سوزد.
وقتی چشمان نجیبت می بارند هوای اتاق پر از ابرهای آذر می شود.
|
|
خيلي سخته که بغض داشته باشي ، اما نخواي کسي بفهمه ... اما اون بگه :ديگه نمي خوامت...
بیاموزند که آنها نمی توانند کسی را وادار کنند که عاشقشان باشد . همه ی کاری که می توانند بکنند اینست که اجازه دهند خودشان دوست داشته باشند . بیاموزند که درست نیست خودشان را با دیگران مقایسه کنند . بیاموزند که فقط چند ثانیه طول می کشد تا زخم های عمیقی در قلب آنان که دوستشان داریم ایجاد کنیم . اما سالها طول می کشد تا این زخم ها را التیام بخشیم . بیاموزند که کافی نیست که فقط دیگران را ببخشند . بلکه آنها باید خود را نیز ببخشند
از روزي كه تو رفتي پريده رنگ شادي
جا مانده است
|
|
خیلی تلخه ببینی ببینی 1آهو اسیر چنگال 1شیر شده اما تلختر از آن اینه که ببینی 1شیر اسیر چشمهای 1آهو شده...!!! ********** دوره ارزانیست؛ شرف اینجا ارزان، تنه عریان ارزان، آبرو به قیمت یک تکه نان و دروغ از همه چیز ارزانتر و چه تخفیف بزرگی خورده قیمت انسانها...!!!
********** بی تو بودن کار من نیست، تا دلت نرفته برگرد... ********** عشق شاید تنها جایزه این روزگار نامهربان است، که برای بردنش نیازی به پارتی نیست!! برایش مهم نیست که شاهی یا گدا!! مردی یا زن!! هرکه هستی باش... فقط تنها شرطش اینست که ارزش آنرا بشناسی...!!! ********** می دونی بهترین دوست تو کیه؟؟؟کسی که اولین اشک تو را ببینه دومیش **********
|
|
دلم گرفته بود رفتم زیر بارون
|
|
من جزیی از مردمان نامی وبی نامی هستم که مرده اند یا بعدا میمیرند از همه ما یه نام می مونه ویه یاد، یه رسم میمونه ویه سنگ آدمی یعنی اه ودمی ،آهش دمٌ دمش دلبر دلبر یکی اونم خدا، توکه هرروز دل به یه دلبر می بندی واسه چی میخوای بدونی خدا یکیه یا دوتا؟؟ استادی داشتم نامی دوران بود عزتی داشت. رحم ومروتی داشت صاف بود مثل کف دست. پاک بود مثل اشک چشم زور، زور رستم دستان. کرم، کرم حاتم طایی. دل، دل شیر زانو میزد به یه یاعلی. زار میزد به یه یاحسین تا باشم دربدر مرامشم. قاطی پاتیم پهلوون غصه نخور جوون زندگی صدسال اولش سخته صدسال خیلیه عمرنوح میخواد تا آدمی آدم بشه آدم شدن سخته نه؟ گوش مفتی نداری میدونم پول دادی میخوای معرکه ببینی حال کنی قبول: پس سفارشی میکنم و زیپ دهنم رو میکشم پهلوون اهل دله بهش دل بده تا بهت دل بده یاعلی مدد بسم ا...
|
|
|
براي همه وقت هايي كه مرا به خنده واداشتي. |
|
از همان روزی که دست حضرت قابیل گشت الوده به خون حضرت هابیل
از همان روزی که فرزندان ادم زهر تلخ دشمنی در خونشان جوشید
ادمیت مرده بود گرچه ادم زنده بود
از همان روزی که یوسف را برادرها به چاه انداختند از همان روزی که با شلاق خون دیوار چین ساختند
ادمیت مرده بود بعد دنیایی پر از ادم شد و این اسیاب
گشت و گشت
قرنها از مرگ ادم هم گذشت ای دریغ......ادمیت بر نگشت
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| من خودم |
سکوت وخلوت این عاشق گل
سرخ مثل سکوت گل سرخ است که درتنهایی خود عطر می پراکند عطر واژه ها در کلام شعر با او به صحرا شدیم عشق باریده بود وزمین پر از شقایق و ما پای در گل شدیم!! *************** بي تجربه متولد مي شويم ، با جرات زندگي مي كنيم ، و با حيرت مي ميريم ، تنها چيزي كه فروغش به خاموشي نمي گرايد خاطرات پاك است . . . *************** اگر زیستن را دوست داشتم هرگز به هنگام به دنیا امدن نمی گریستم *************** مرتضی هستم متولد24/07/1366 ساکن اصفهان احساسی عاشق ماکارونی رنگ آبی حساس به سخن دیگران متنفر از کلمه دوست دانشجوی رشته حسابداری |